پادمه

 


مي روييد. در جنگل ، خاموشي رويا بود.
شبنم بر جا بود.
درها باز، چشم تماشا باز، چشم تماشاتر، و خدا در هر ... آيا بود؟
خورشيدي در هر مشت: بام نگه بالا بود.
مي بوييد. گل وا بود؟ بوييدن بي ما بود: زيبا بود.
تنهايي ، تنها بود.
نا پيدا، پيدا بود.
"او" آنجا، آنجا بود.

 

فهرست شرق اندوه


برچسب‌ها: پادمه سهراب سپهری, سهراب سپهری و جنگل شناور, شعر دریا
+ تاريخ جمعه ششم فروردین ۱۳۸۹ساعت نويسنده مسافر |